پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

249

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

قناعت « تهى داشتن دل از مشغول بودن به هرگونه حاجتى . » قناعت بسيار نزديك به قصرالامل است ، و عبارت است از دلى فارغ از هر چه جز خداست داشتن ، و بسنده كردن به آنچه خدا براى ما اختيار كرده است . هر كس حظّى از اين جهان دارد كه خدا به او عطا فرموده است . در نزد ترمذى قناعت رضا دادن به اين حظّ است بدون توسل به ديگرى در مقام نياز . ضدّ آن حرص است ( برگ 212 الف ) . توكّل « اعتماد كردن به دل بر وكيل « 140 » ، بى يك‌دم آسودن از ناليدن و گريستن . » خرّاز در جاى ديگر توكل را چنين تعريف مىكند : « هو اضطراب بلا سكون و سكون بلا اضطراب : توكّل اضطرابى بود بىسكون و سكونى بود بىاضطراب » « 141 » ؛ و اين مخالفت با توكّل ساده انگارانهء بعضى صوفيان است كه مشيّت را دستى از غيب ( deusexmachina ) مىدانستند . خرّاز در كتاب الصّدق نشان مىدهد كه توكّل موجب آن نمىشود كه خدا در هر چه آرزو مىكنيم « وكيل » ما شود ، زيرا قصدهاى نهان خدا مقدّم بر توكّل ما و مستقلّ از آن است : و اين اضطراب در سكون است . ترمذى مىگويد كه « توكّل دل به خدا مبتنى است هم بر وجود خدا و هم بر قول او » . در هر دو حال ، توكّل انسان را به « نوميد بودن از خلق و خشنود نبودن از مصاحبت هر چه جز خداست » ( برگ 148 ب ) رهنمون مىشود . خرّاز و ترمذى نيز مانند ديگر صوفيان مسئلهء « توكّل » را به مسئلهء « كسب » « 142 » مربوط مىدانند و بر آن‌اند كه توكّل تعيين كنندهء رفتار مؤمن در برابر اين جهان است . خرّاز اين مسئله را در اين سؤال طرح مىكند : « آيا توكّل بر خداى تعالى به اسباب است يا به قطع اسباب ( بالاسباب او بقطع الاسباب « 143 » ) ؟ » كسانى كه به اين معضله برخورده‌اند ، آن را با انتخاب يكى از دو شق حل كرده‌اند « 144 » ، مانند ابوبكر طمستانى ( متوفّى 430 / 951 ) كه گفته است : « مردم در معنى توكّل و ماهيّت آن با هم اختلاف دارند . و اما به عقيدهء من بايد در ظاهر و باطن از

--> ( 140 ) . « وكيل » يكى از اسماء الهى در قرآن است . ( 141 ) . سلمى ، حقائق ، در تفسير آيهء 59 عنكبوت ( الَّذِينَ صَبَرُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ) . ( 142 ) . دربارهء « كسب » ، نگاه‌كنيد به : Ritter , DasMeerdeSeele ( درياى جان ) ، pp . 092 sq . ; VanEss . DieGedankenwelt , pp . 99 sq . et 671 sq . ( 143 ) . كتاب الصّدق ، چاپ قاهره ، ص 58 . ( 144 ) . مصائب ، ص 777 ، و تحقيق ، ص 111 .